یادداشتی برای استاد

یادداشتی برای استاد : من شاگرد خوبی نبودم!

شاید تواضع شما از آنها نابغه ساخت

چند وقت پیش به یکی از دورهمی های بازاریابان دیجیتال رفته بودم ، جایی برای صحبت و تبادل نظر درباره جدیدترین اتفاقات این حوزه و همچنین آشنایی شبکه سازی با افراد مرتبط با موضوع فعالیتتون .

خیلی از اساتید و همکاران محترم و مخصوصا صاحبان استارت آپ ها در این جمع حضور داشتن و همین باعث شده بود که این فضا سرشار از حس خوب ایده پردازی باشه ولی یه چیزی بود که توی کل این جمع خودنمایی می کرد و یجورایی میشه گفت مثل سربازی بود که تو دسته رژه داره واسه خودش تک میزنه ، یکی دو نفری که به شدت اصرار داشتن دیده بشن . در حالی که همه تو حال خودشون بودن و داشتن به آرومی با همدیگه صحبت میکردن و همدیگه رو می شناختن این نفرات همش دور جمع می چرخیدن و با صدای بلند سعی در جلب توجه افراد به سمت خودشون داشتن .

با یکی از این آقایون و که از سالهای پیش به عنوان یکی از سخنرانان مبحث مذاکره و فروش میشناختم روبرو شدم و خیلی گرمم برخورد کرد و بعد از یه حال و احوال کلیشه ای یهو رفت سر این مبحث که ما قراره در فلان تاریخ یک #همایش برگزار کنیم تحت عنوان #نوابغ_بازاریابی_دیجیتال یا همون #نوابغ_دیجیتال_مارکتینگ

قضیه برام جالب شد چون مطمن بودم که تا چند ماه پیش ایشون داشت مبحث دیگه ای و کار میکرد الان چی شده که یهو اومدن تو کار بازاریابی دیجیتال اونم نه به صورت یک فعال بلکه به عنوان یک نابغه !!!

تو اون دورهمی خیلیا حضور داشتن کسانی که خودشون و با قدرت نابغه ی دیجیتال مارکتینگ میدونستن و کسانی که با توجه به سابقه تقریبا بیست ساله حضور در حوزه آی تی و کسب و کارهای اینترنتی و استراتژی های فضای آنلاین حتی در کلاس های آموزشی خودشون اجازه نمیدن کسی به اسم استاد خطابشون کنه.

و شاید همین تواضع به برخی این جسارت و داد که تبدیل شوند به نوابغ .

من که شاگردی هستم نوپا و بی تجربه در حوزه ی دیجیتال مارکتینگ ولی افتخار میکنم که این فن را در کلاس و محضر یکی از همین اساتید فروتن یاد گرفتم .

یاد گرفتم هر کسی استاد نیست ، هرکسی نابغه نیست .

هر فالوئری طرفدار شما نیست .

و تعداد فالوئر های شما دلیل بر موفقیت شما نیست که به شما این جسارت را بدهد که به یک همکار (حتی به کمترین انسانها) توهین کنید .

سئو و تولید محتوا و ایمیل مارکتینگ و … را میشود آموخت ولی شاید تنها جایی که میشود به معنی واقعی این ضرب المثل و درک کرد که “درخت هرچه پربارتر سر به زیر تر” در محضر یکی از همین اساتید بود.

وقتی که من متوجه نباشم که لمش دکمه ی فالو هر کسی میتواند این توهم و به او بدهد که واقعا کسی شده و این جسارت را به خودش بدهد که به قشر کارمند هرطور که می خواهد توهین کند .

وقتی که من یاد نگیرم که بیش از ارزش هرکس به او بها ندهم باید هم امروز بشنوم که با سگ بستگانش مقایسه شده ام.

باید هم تعداد دنبال کنندگانش دلیلی بر تخصصش که هیچ دلیلی بر انسانیتش شده باشد.

و باید تحمل کنم که کسی که تا دیروز نابغه ی تشخیص انواع اغذیه بوده است(همانند مادربزگ مرحومم) امروز تبدیل به نابغه ی دیجیتال مارکتینگ شود.

بله این جواب نیاموختن من است…

من شاگرد خوبی نبودم استاد.