هر برند یک داستان - انتشارات سیته

هر برند یک داستان – چطور با تولید محتوا در کسب و کار خود موفق شویم!

 

یکی دیگه از کتابهایی که انتشارات سیته به تازگی دست به انتشارش زده و تا الان میشه گفت از فروش خوبی هم برخوردار بوده کتاب “هر برند یک داستان” است.

این کتاب که به قلم هیثر پمبرتون لوی به رشته ی تحریر درومده و توسط مترجمان آقای سعید محمدی و خانم بهاره نوری برای بازار ایران آماده چاپ شده.

اگه بخوایم قبل از بررسی محتوای این کتاب درباره مشخصات کلی صحبت کنیم میتونیم بگیم که از نظر به روز بودن این کتاب واقعا میتونه نمره ی قابل قبولی و کسب کنه چون اکثر مثال هایی و که در نظر گرفته به زمان حال فوق العاده نزدیکه و به همین دلیل برای مخاطب خیلی خیلی درک مفاهیم ساده تر شده.

خب دیگه وقتشه که بریم سراغ موضوع اصلی صحبتمون یعنی کتابی با محوریت “تولید محتوا” و استفاده از داستان ها در راستای افزایش فروش محصولات و طرح شخصیت یک برند.

در بخش فهرست شما با عناوین مطرح شده در این کتاب روبرو خواهید شد که این عناوین به شرح و ترتیب زیر در اختیار مخاطبین قرار می گیرند:

فصل اول: داستان سرایی برای برندها واجب است

فصل دوم: چرا داستان اول می آید؟

فصل سوم:مخاطب خود را بشناسید

فصل چهارم: ایده های بزرگ را از خلال لحظه های کوچک به اشتراک بگذارید

فصل پنجم: صدای برندتان را تقویت کنید

فصل ششم: با تولید یک برنامه محتوایی ایجاد ارتباط کنید

در ادامه ی این مطلب با هم به بررسی هرکدام از این فصل ها خواهیم پرداخت.

لازم به ذکر است تمامی برداشت ها و نظرات نوشته شده در این مقاله نظر شخصی من (پارسا کاکویی) می باشد.

برای تهیه این کتاب اینجا کلیک کنید

 

خب با فصل اول این کتاب شروع می کنیم فصلی تحت عنوان :

داستان سرایی برای برندها واجب است

این فصل با شرح یکی از تبلیغات کمپانی اپل شروع میشه و درباره ی این موضوع که چطور میتونیم با استفاده از یک داستان برندمون و تبدیل به بخشی از هویت مشتری کنیم صحبت میکنه، برای این موضوع از مثال دونده ی دو ماراتنی صحبت میشه که چطور اپل در مسیر موفقیت همراهش بوده و این همون کاری بوده که این کمپانی انجام داده به جای اینکه شبیه سایر سازنده های محصولات الکترونیکی صفحه ای از سایت خودشو به بیان توضیحاتی درباره ی محصول اختصاص بده، البته که این کار هم اشتباه نیست ولی باعث تمایز و ارتباط نزدیکتر با مخاطب نمیشه و شاید کاری که اپل کرده همون کاریه که مخاطب اپل ازش انتظار داره.

یکی از مطالبی که در فصل اول این کتاب توجه منو به خودش جلب کرد بخشی بود با نام:

بازاریابی دیجیتال نیاز به وجه انسانی دارد

در این قسمت از کتاب نویسنده تلاش کرده تا با استفاده از مطالب، مثالها و ذکر نکاتی به این مساله اشاره کند که ارتباط نزدیکتر در فضای دیجیتال به خصوص شبکه های اجتماعی می تواند تاثیر مثبتی در موفقیت شما و برندتون داشته باشه و این نکته از اهمیت بالایی برخورداره که این ارتباط از نوع ارتباط انسانی باشه و احساسات و عواطف انسانی در این محتوا مد نظر قرار بگیره.

در نگارش محتوا نباید این نکته را از یاد برد که ذکر جزییات اهمیت بالایی داره چون همین جزییات هستن که میتونن لحظات محسوسی را ثبت کنند و مخاطب و درگیر داستان شما کنند.

در نظر داشته باشید که ارتباط مخاطب با داستان شما وقتی قوی تر میشه که شما در داستان خودتون از جزییات و اتفاقاتی استفاده می کنید که مخاطب شما هم تجربه ی اون اتفاقات و داشته و میتونه براش ملموس و قابل درک باشه.

 

به لحظه ای بیاندیشید که حداقل دو مورد ملموس داشته باشد

زمان، مکان یا شخصی خاص

فعالیت یا نیاز

 

 

نوشتن بیش از هر چیز اعتماد به نفس می طلبد

 

در انتهای فصل اول این کتاب به یکی از سوالات اصلی و متداول دوستانی که میخوان فعالیت در حوزه ی تولید محتوا رو شروع کنند پاسخ داده شده و اون سوال چیزی نیست جز این سوال که:

برای تولید محتوا و نوشتن به چی نیاز دارم؟ چی یاد بگیرم؟ چه کلاسی برم؟

و من به شخصه فکر میکنم کسایی که موفق میشن تو حوزه ی تولید محتوا به خواسته ی خودشون برسن همون بچه هایی هستن که از درس انشا ترسی نداشتن و با خیال راحت از موضوعات مختلف استقبال می کردن و چیزی به اسم نوشته ی بد براشون تعریف نشده بود و میتونستن انشا خودشون و با صدای رسا برای جمع همکلاسی های خودشون بخونن.

بعد از مطالعه این بخش از کتاب بیشتر به این مساله ایمان آوردم که باید برای فعالیت در حوزه ی تولید محتوا باید اعتماد به نفس خوبی داشته باشید ولی این مطلب هم از قلم نیوفته که این اعتماد به نفس نباید مانع نقد پذیری شما بشه و همیشه یادمون باشه یادگیری هیچوقت تموم نمیشه و همیشه باید در حال یادگیری باشیم.

 

 

 

فصل دوم: چرا داستان اول می آید

در این فصل از کتاب “هر برند یک داستان” به خوبی به این سوال پاسخ داده شده که چرا شما باید در ابتدای محتوای خودتون از داستان استفاده کنید و با ذکر مثالی درباره یک کتاب این مساله رو بخوبی بیان کرده که داستان‌ها میتونن توی جذب و نگهداشت مخاطب تاثیر به سزایی بزارن ولی خیلی از نویسنده ها داستان ها و مثالهاشون و به آخر متن خودشون میبرن و شاید بهتر باشه اینجا از خودشون بپرسن اگر متن من اونقدر که باید قوی نباشه که مخاطب و به انتها برسونه چه اتفاقی میوفته هیچی اولین اتفاق از دست دادن مخاطبه و دومیش اینکه شما بخاطر اینکه از داستانتون در جای درستی استفاده نکردید اونو از دست دادید.

 

فصل دوم کتاب ” هر برند یک داستان ” شاید یکی از پربار ترین فصل های این کتاب باشه درهمین فصل یک نکته ی خیلی مهم دیگه هم مورد بررسی قرار می گیره و اون نکته اینه که برای تنظیم یک محتوای قوی بهتره که مثل یک خبرنگار فکر کنید و مجموعه ای از سوالات و درباره ی موضوع خودتون در ذهنتون داشته باشید که اون سوالات میتونن این مجموعه باشه:

چه کسی؟

چه چیزی؟

چه موقع؟

کجا؟

چرا؟

چطور؟

سوالاتی که میتونن در ایجاد جزییات مخاطب پسند به شما کمک بزرگی کنند.

 

فصل سوم: مخاطب خود را بشناسید

با توجه به عنوان این فصل میشد این انتظار و داشت که در این فصل قراره درباره ی شناخت مخاطب یا همون پرسونا صحبت کنیم ( Persona) مفهومی که برای موفقیت در ارتباط با مخاطب و مشتری و نهایتا فروش نقش اساسی و ایفا میکنه.

در این کتاب نویسنده سعی کرده تا با استفاده از داستانی از تجربه ی خود در فروشگاهی مفهوم و اهمیت شناخت مخاطب رو خیلی واضحتر جلوه بده و میشه گفت در این کار موفق بوده و در یک جمله به این اشاره کنه که داشتن و استفاده درست از شناخت مخاطب باعث میشه شما به جای حرف زدن درباره ی محصول بتونید درباره ی نیاز مشتری صحبت کنید و این اصل در موفقت یک محتوا تاثیر گذار نقش به سزایی داره.

در همین فصل از کتاب به سه روش دیگر در جهت شناخت مخاطب هم اشاره شده است که این روش ها شامل: تحقیق بازاریابی، مصاحبه ها و اولین تجربه ها می باشد در ادامه به بررسی هرکدام از این شیوه ها میرسیم.

 

تحقیق بازاریابی

یکی از بهترین روش های شناخت مخاطب تحقیقات بازار است اما این روش برای ساخت محتوای مورد نیاز مخاطب کافی نیست و شما می بایست جزییات بیشتری درباره ی مخاطب خود کسب کنید در نظر داشته باشید تحقیقات بازار یکی از روش های پر هزینه ی شناخت مخاطب است و شاید هر کسب و کاری مایل به انجام این کار و صرف این هزینه نباشد ولی شما میتوانید از نتایج تحقیقات دیگران استفاده کنید و از آمارهای بدست آمده ی پیشین نهایت استفاده را ببرید.

 

 

مصاحبه ها

همونطور که در بخش تحقیقات بازار بهش اشاره شد این بخش شامل صرف هزینه و زمان زیادی هست ولی یکی از راههایی که میتونه به شدت تیم تولید محتوای شما رو در زمان جلو ببره و هزینه های شما رو کاهش بده استفاده از مصاحبه هاست شما میتونید با استفاده از مصاحبه با افراد متخصص حوزه و یا فعالین حوزه ی مورد نظرتون اطلاعات تخصصی و کاربردی و کسب کنید و از این اطلاعات در مسیر طرح استراتژی تولید محتوای خودتون بهره مند بشید.

 

محتوایی که جزییات بیشتری دارد با افراد بیشتری ارتباط برقرار میکند

 

من در این متن سعی کردم با بررسی و خلاصه نویسی بخش هایی از کتاب هر برند یک داستان شما رو با این کتاب مفید بیشتر آشنا کنم ولی بهتون پیشنهاد میکنم حتما این کتاب و تهیه کنید تا بتونید هرچه بیشتر از مطالب آموزنده ی این کتاب استفاده کنید.

 

برای خرید اینترنتی این کتاب میتونید روی لینک زیر کلیک کنید

 

خرید کتاب ” هر برند یک داستان”