همه چیز درباره خدمت سربازی

هرچیزی که باید درباره خدمت سربازی بدونی…

چند وقتی میشه که هربار تو شبکه های اجتماعی خودم یکی از خاطرات دوران خدمت سربازی خودم رو میذارم با سوالات متعدد دوستان روبرو میشم واسه همین تصمیم گرفتم یک نگاه کامل به این مساله که تقریبا بزرگترین چالش زندگی خیلی از مردم این کشوره داشته باشم و بخشی از خاطرات و تجربیات خودمو در این فضا بیان کنم تا شاید بتونه به دوستانی که تصمیم دارن به خدمت سربازی برن کمک کنه.

پس اینبار برای دل خودم مینویسم…

خدمت سربازی، برم یا نرم؟

خب تقریبا بیشترین سوالی که با اون روبرو شدم همین سوال بوده که به خدمت برم یا نه!

خب در جواب میشه گفت این مساله که بریم یا نه در نهایت در اختیار من و شما نبوده و نیست و من همیشه پیشنهادم این بوده که بهتره تا وقتی که توان و از اون مهمتر اعصاب این کار و دارید اون و انجام بدید و زمان و از دست ندید، از اونجایی که شرایط در کشور ما معمولا با تغییر همراه هست و قوانین کم و بیش دستخوش تغییرات دوره ای میشن شما بهتره رو قوانینی که امروز حاکم هستن دلخوش نباشید، من همیشه این مثال و برای دوستان میزنم که امروز ممکنه شما بدون کارت پایان خدمت اجازه ی سند زدن، ازدواج، رانندگی و… رو داشته باشید ولی چه تضمینی وجود داره که این قوانین تا همیشه ثابت بمونه و تغییر نکنه؟

شما تصور کنید که زمانی که یک زندگی کامل و برای خودتون ساختید قانونی تصویب بشه که در صورت اینکه پدر کارت پایان خدمت نداشته باشه حق دریافت شناسنامه برای فرزندشو نداره… حالا میخواید چیکار کنید؟

در این که این مساله خواه ناخواه به شکلی اجبارگونه برای ما وضع شده است شکی نیست ولی میتونیم بگیم که لج کردن با این قانون به نوعی لج کردن با خودمونه و فقط سرنوشت خودمون و به هاله ای از ابهام بدل میکنیم، پس بهتره که با چشمان باز و به صورت منطقی در این باره تصمیم بگیریم.

سربازی سخته؟

خدمت سربازی همون چیزیه که نمیشه گفت سخته یا راحت چون ارتباط عمیقی با شما و قدرت وفق پذیری شما داره.

یکی از نکات مهمی که سختی خدمت سربازی و تعیین میکنه آدمایی هستن که شما در طول خدمت با اونا روبرو میشید و باهاشون به نحوی زندگی میکنید، من همیشه اینو گفتم که شما ممکنه سر کوچه خودتون خدمت کنید ولی چون مافوق خوبی ندارید اون خدمت به سختی براتون طی بشه در حالی که شاید شما از نظر موقعیت مکانی در جغرافیای بدی قرار بگیرید ولی انسانهای وارسته ای در کنار شما باشن و همین میتونه خدمت سربازی و براتون خیلی قابل تحملتر کنه، پس فکر کنم بهتر اینطور بگیم که سعی کنید خیلی زود تصمیم نگیرید و تلاشتون در طول خدمت روی تعامل با اطرافیان باشه.

 

شروع داستان…

خب شروع داستان ما از اونجاییه که یه روز میفهمی دیگه وقتش شده و باید برای رفتن به یکی از سختترین مراحل زندگیت آماده بشی، مرحله ای که معمولا اولش همه در برابرش مقاومت می کنن و دوست ندارن که به راحتی بهش تن بدن و اینو باور کنن که وقت رفتن شده و یجوری مثل آخر دنیا بهش نگاه میکنن.

به خودت میای و میبینی دفترچه خدمتی که از پستخونه گرفته بودی تو دستت پر شده و همراه با برگه واکسن و کپی شناسنامه و عکس و… آماده تحویل به کارمند پلیس+۱۰ هست.

دفترچه رو تحویل میدی و منتظر خبر تاریخ اعزامت میمونی و معمولا تو این مدت فشار روحی سختی روت هست و هنوز نمیخوای قبول کنی که تاریخ اعزامت مشخص شده و باید در تاریخ موعود بری به میدون سپاه…

خب…

حالا که تا اینجای قصه رو باهام اومدی بزار چندتا نکته ی خیلی مهم و بهت بگم.

  1. بخوای نخوای باید واسه رفتن به خدمت سربازی موهای سرت رو با نمره چهار بزنی، اینو از من داشته باش و قبل رفتن به پادگان تو آرایشگاه همیشگیت برو و اینکار و انجام بده، اصلی ترین دلیلی که ازت میخوام این کار و انجام بدی وضعیت بهداشتیه، کم ندیدم کسایی که توی پادگان اقدام به اصلاح کردن و بخاطر همین مسائل بهداشتی پوست سرشون حساسیت نشون داده و به مشکل خوردن.
  2. روزی که قراره بری میدون سپاه برای تقسیم لازم نیست اشتباه منو بکنی و با خودت ساک و وسایلتو ببری اون روز شما جایی نمیری فقط تو یک حیاط بزرگ به خط میشید تا زمان اعزام و مرکز آموزشتون معلوم بشه، بعدش برمیگردید خونه تا روز اعزام، اگر مدرک تحصیلی شما دیپلم باشه ۱۹ برج اعزام میشید ولی در غیر اینصورت روز اول ماه اعزام خواهید شد.

 

خب ادامه داستان…

حالا محل خدمت شما معلوم شده و میدونید که چه روزی قراره به این محل اعزام بشید و میتونیم بگیم که بیشترین سوالی که در این موقع از همه میپرسید اینه:

 

وسایل مورد نیاز سربازی (دوره آموزشی)

قبل از اینکه بخوام لیست این وسایل و براتون بنویسم بد نیست که اینو بگم که یادتون نره ساک بزرگ نبرید و سعی کنید به صورت بهینه از وسایل و انرژیتون استفاده کنید.

  1. مسواک و خمیردندون
  2. طناب ( برای زمان شستشوی البسه نیاز میشه)
  3. بیسکوییت ساقه طلایی
  4. لیوان (شیشه ای و آهنی به هیچ وجه)
  5. خشکبار
  6. خرما
  7. دفترچه و خودکار
  8. داروهای مورد نیاز
  9. کرم های پوستی ( در صورت داشتن حساسیت )
  10. تیغ یکبار مصرف
  11. شامپو، صابون،حوله کوچیک
  12. جوراب خدمت (از خیابان حسن آباد تهیه کنید)
  13. لباس مورد نیاز با توجه به فصل و محل خدمت
  14. کارت تلفن (به مقدار لازم)
  15. سررسید (برای جمع کردن یادگاری)
  16. شماره های ضروری
  17. اسپری یا ادکلن
  18. قرص جوشان
  19. پودر لباس شویی در یک کیسه فریزر
  20. کیسه فریزر اضافه
  21. لباس زیر (شورت پاچه دار زیر پیراهن آستین دار)

 

این بیست مورد اونایی بود که الان خاطرم هست ولی قول میدم در صورتی که بیش از این یادم اومد حتما اضافه کنم.

 

مراکز آموزش نیرو زمینی ارتش

با توجه به اینکه من در نیرو زمینی ارتش خدمت کردم سعی کردم در اینجا هم از اطلاعاتی که دارم در اختیارتون بزارم تا شاید بتونه کمکتون کنه.

نیرو زمینی ارتش برای دوره آموزشی سربازهای خودش مراکز مختلفی و اختصاص داده که در اینجا از اونها فقط نام خواهیم برد.

  1. مرکز آموزش ۰۱ تهران
  2. مرکز آموزش ۰۲ تهران
  3. مرکز آموزش ۰۳ عجب شیر آذربایجان شرقی
  4. مرکز آموزش ۰۴ بیرجند خراسان جنوبی
  5. مرکز آموزش ۰۵ کرمان
  6. مرکز آموزش ۰۶ تهران
  7. مرکز آموزش ۰۷ کازرون فارس
  8. مرکز آموزش ۰۸ خاش سیستان و بلوچستان

دوره آموزش چند روز است و شامل چه کارهایی میشود؟

دوره آموزش ارتش رسما ۶۰ روز یا دوماه طول میکشه ولی پیشنهاد میشه شما هفتاد روز در نظر داشته باشید چون تجربه نشون داده در روزهای آخر ممکنه امریه های سربازها با تاخیر چند روزه به دستشون برسه و همین باعث افزایش طول دوره میشه.

در دوره آموزشی کلیات مربوط به موارد مورد استفاده در سربازی به شما آموزش داده میشه مثل: طریق استفاده از سلاح، نگهبانی، وظایف نگهبان، نگهداری سلاح، زندگی در شرایط سخت، تیراندازی، رژه و …

در این دوره تمامی سرباز های یک گروهان آموزشی با همدیگر برابر هستند و از نظر درجه و پایه خدمتی تفاوتی با یکدیگر ندارند.

 

نکته خیلی مهم:

در صورتی که شما از مدارک مربوط به کسر خدمت و یا انتقالی به شهر محل خدمت خود برخوردار هستید حتما این مدارک را در دوره آموزشی به همراه داشته باشید و به منشی گروهان خود تحویل دهید.

تهیه لباس خدمت

تقریبا میشه گفت یک هفته تا ده روز بعد از شروع دوره آموزشی به تمامی سربازها مرخصی تحت عنوان مرخصی جدیدالورود داده میشود که در این مرخصی به شما یک فرصت یک هفته ای داده میشود تا به خانه رفته و وسایل مورد نیاز خود را به همراه خود بیاورید و از آن مهمتر اینکه لباس هایی که در آنجا به شما داده شده است را تعویض کرده و لباس های مناسب خود را تهیه کنید.

لباس هایی که شما در ابتدای خدمت دریافت میکنید معمولا شامل سایز دقیق شما نیست و بصورت تقریبی اندازه شما خواهد بود و نیاز به تعویض خواهد داشت.

پوتین های طبی و سبک برای استفاده در خدمت سربازی به شدت پیشنهاد میشود همچنین در نظر داشته باشید که استفاده ار بند کشی در خدمت ممنوع است پس فقط از بندهای معمولی استفاده کنید.

یکی دیگه از مواردی که به وفور به شخصه بین هم خدمتیام دیدم این بود که این دوستان به شدت علاقه به استفاده از لباس های جذب و دقیقا سایز خودشون داشتن، دوستان تجربه ی شخصی من بهم ثابت کرد که اگر لباساتون و نیم تا یک سایز بزرگتر هم بگیرید برد کردید چون در این دوره شما تحرک بدنی زیادی خواهید داشت و اگر خوش شانس نباشید باید با عرق سوز شدن دست و پنجه نرم کنید و این هم یادتون باشه وضعیت استحمام و بهداشت در شرایط دوره آموزش شرایط مرتب و همیشه در دسترسی نیست پس زیاد روی این مساله حساب ویژه باز نکنید.

وضعیت غذایی در دوره آموزشی

بهتره با هم رک و صادق باشیم، دوستان در این دوره خبری از غذاهای خوش پخت و خوش آب و رنگ خونه نیست پس سعی کنید خودتون و وفق بدید و قبل از خدمت بخشی از روحیه ایراد گیرتون و بزارید خونه چون اونجا ارتشه و ارتش چرا نداره و این مساله فقط باعث اذیت شدن خودتون میشه، به این فکر کنید که برای بقا باید سیر شید همین، دنبال این نباشید که از اون شرایط لذت ببرید.

درجه های ارتش

ارتش هم مثل هرجای دیگه سلسله مراتب و درجه بندی های خاص خودشو داره که به ترتیب زیر از کمترین درجه به بالاترین درجه نظامی تا جایی که خاطرم هست براتون می نویسم.

  1. سرباز
  2. گروهبان
  3. استوار
  4. ستوان
  5. سروان
  6. سرگرد
  7. سرهنگ
  8. سرتیپ

بعد از آموزشی چی میشه؟

خب دوماه از خدمتتون توی آموزشی گذشت و رژه پایان دوره هم رفتید و به خط شدید تا امریه بگیرید!

امریه چیست؟

امریه دستوریه که از مرکز به شما داده میشه و مکان خدمت بعدی شما در اون نوشته شده.

دوره کد چیست؟

بعد از اتمام دوره آموزشی تقسیم سربازها به دو شیوه صورت میگیره، گروه اول سربازهایی هستن که مستقیم به یگان محل خدمت خودشون میرن و مشغول خدمت سربازی میشن و گروه دوم سربازهایی هستن که برای گذروندن دوره کد معرفی میشن، حالا شاید براتون این سوال ایجاد بشه که اصلا دوره کد چیه؟

دوره کد یک دوره دو ماهه ی آموزشیه که از نظر کلی نسبت به دوره آموزشی تخصصی تره مثلا اگر شما در دوره آموزشی یاد گرفتید با اسلحه ژ۳ تیراندازی کنید توی دوره کد یاد میگیرید با خمپاره چطور کار کنید و از این قبیل آموزشها اتفاقی دیگه ای که تو این دوره میوفته اینه که سربازها در انتهای دوره ارتقای درجه میگیرن و مثلا اگر سرباز هستن به گروهبان ارتقا داده میشن.

دوره کد در مراکز آموزشی مستقل نیست و در پادگان های عمومی شما این دوره رو میگذرونید پس آماده روبرو شدن با سربازهای پایه بالا باشید، در این دوره میشه گفت مقررات سیختگیرانه تر میشن و یه جوری شما برای ادامه خدمت حسابی آب بندی میشید.

آیا آموزشی و دوره کد اضافه خدمت داره؟

یکی از مساله هایی که برای سربازها وجود داره و عمدتا دربارش اشتباه میکنن اینه که آیا دوره آموزشی و دوره کد برای سربازها اضافه خدمت ثبت میشه یا نه؟

جواب این سوال مثبته با توجه به اینکه من خودم منشی گروهان بودم بهتون قول میدم که اضافه خدمت شما در این دوره ثبت میشه و براتون اعمال میشه.

اتمام دوره کد و شروع خدمت سربازی

خب چهارمین ماه خدمتتون هم تموم شد و حالا دیگه وقتشه که به یگان اصلی خودتون برید، یه پیشنهاد میدم، هیچوقت خودتون و برای شرایط خوبی آماده نکنید و همیشه انتظار بدترین شرایط و توی این دو سال داشته باشید چون هیچی بدتر از امید واهی نیست اینو بهتون قول میدم چون من اینو از نزدیک لمس کردم.

ممکنه به هر جای این کشور فرستاده بشید از سیستان و بلوچستان تا کرمانشاه و اردبیل و حتی تهران بغل خونتون ولی تمام احتمالات و در نظر داشته باشید.

خب بعد از دریافت امریه جدید به پادگان میرید و خودتون و به دژبانی معرفی میکنید و حسابی میگردنتون و بالاخره چون سرباز جدید (آشخور) هستید مسلما بیشتر اذیتتون میکنن ولی یادتون نره شما ممکنه در آینده نه چندان دور بهترین دوستای هم بشید پس سعی کنید حرف یا حرکتی از خودتون نشون ندید که باعث پشیمونی بشه.

بعد از دژبانی شما باید خودتون و به بخش جدیدالورود ها که بهش میگن جایگزینی معرفی کنید، شما تا وقتی که معلوم بشه در کدام گردان و گروهان تقسیم میشید در این بخش خواهید بود و این ممکنه بین ۱ تا ۷ روز زمان ببره، نمیگم خوبه یا بد چون حس بلاتکلیفی عجیبی خواهید داشت ولی همیشه یادتون باشه که خدمت سربازی یک فرآیند زمانیه و همین هفت روز هم بخشی از خدمت شماست.

یه پیشنهاد دیگه هم که خدمتتون دارم اینه که هیچوقت دل به حرفها، وعده ها و شایعاتی که میشنوید ندید و همیشه کار خودتون و به بهترین نحو انجام بدید و یادتون نره شما باید این دوره رو بگذرونید و به سلامت به خونه برگردید پس بهترین کار اینه که به آینده ای نگاه کنید که در انتظار شماست.

 

 

 

 

 

 

علائم نگارشی

چرا از علائم نگارشی استفاده می کنیم؟

یکی از مهمترین عوامل نگارش یک محتوای خوب و سنجش کیفیت یک محتوا استفاده ی درست از علائم نگارشی درست و بجا در کنار کیفیت خوب نوشته است، علائمی از قبیل ویرگول، نقطه، نقطه ویرگول، پرانتز، گیومه و … که در چند سال اخیر به ندرت شاهد رعایت درست این مهم در متون نگارشی به خصوص متن های مربوط به شبکه های مجازی هستیم.

نمیتوان گفت مقصر این مساله کیست، شبکه های مجازی یا سیستم آموزشی ضعیف در قبال دستور زبان فارسی و نگارش که معمولا در مدارس و سیستم آموزش و پرورش کشور جدی گرفته نمی شود.

با توجه به اهمیت این مطلب و تاثیر علائم نگارشی در افزایش کیفیت محتوا، در این مطلب قصد دارم تا از چند دلیل اساسی برای استفاده از این علائم نام ببرم و به بررسی چند مورد پر استفاده ترین این علامت ها بپردازیم.

  • سهولت در ایجاد ارتباط با خواننده از نظر تفهیم معنایی

علائم نگارشی در نوشتن متن فارسی نقشی همانند زبان بدن در گفتار را دارد و در تفهیم معنا و برقراری ارتباط کمک شایانی به شخص گوینده و همینطور به مخاطب می کند.

  • انتقال صحیح پیام

برای انتقال بهتر این بخش از یه مثال کلیشه ای استفاده می کنم که در کتاب های دوره راهنمایی ازش استفاده شده بود و جا داره برای یادآوری دوباره بهش رجوع کنم.

بخشش، لازم نیست اعدامش کنید

بخشش لازم نیست، اعدامش کنید

همونطور که در مثال بالا می بینید یه ویرگول خیلی ساده گاهی میتونه نقش حیاتی داشته باشه، پس واقعا بد نیست اهمیت بیشتری به علامت های نگارشی و طریق درست استفاده از اونها بدیم.

  • انتقال عواطف و احساسات نویسنده

  • انتقال صحیح آهنگ، لحن، و تکیه ی گفتار نویسنده

  • جداسازی یا به هم پیوستگی اجزای کلام

  • برجسته سازی نکات مورد نظر نویسنده

  • رفع ابهام از مقصود نویسنده

  • کمک به تفسیر مقاصد نویسنده

  • کمک به پیوستگی افکار و ساختار متن

  • کمک به حذف، اسقاط و تعلیق در جمله

  • افزودن زیبایی و جذابیت متن

 

موارد بالا بخشی از دلایل اهمیت رعایت نکات ویرایشی در نگارش متن با استفاده درست از علائم نگارشی بودند که امیدوارم برای شما دوستان مفید واقع بشه.

به زودی در همین بلاگ به معرفی علائم نگارشی پر کاربرد خواهیم رسید همراه ما باشید.

 

خودت باش دختر - انتشارات کوله پشتی

معرفی کتاب خودت باش دختر

امروز میخوام درباره ی کتابی براتون بنویسم که توی دو هفته ی اخیر موفق به خوندنش شدم و پیش خودم حس کردم که واقعا نیازه که این کتاب و به همه کسایی که میشناسم به خصوص خانمها معرفی کنم.

کتاب خودت باش دختر که در چاپ های جدید اسمش به صورتت را بشور دختر تغییر پیدا کرده.

این کتاب توسط انتشارات کتاب کوله پشتی در دویست و سی و دو صفحه به چاپ رسیده و الان که دارم این مطلب و براتون آماده می کنم این چاپ یازدهم این کتاب در دسترس عموم قرار گرفته.

نویسنده ی این کتاب خانم ریچل هالیس هستن که در سعی کرده در کتاب “خودت باش دختر” شخصیت و خاطرات خودشو از زندگی به عنوان یک زن، مادر، کارآفرین، نویسنده، و ورزشکار برای خواننده تعریف و توصیف کنه.

ترجمه ی این کتاب توسط خانم هدیه جامعی برای استفاده فارسی زبانان صورت گرفته که واقعا هم ترجمه ی خوب و روانی صورت گرفته.

جا داره به این مساله هم اشاره کنم که این کتاب پرفروش ترین کتابهای آمازون و نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۸ به حساب میاد.

خب بهتره بریم سر اصل مطلب و نیم نگاهی داشته باشیم به بخش هایی از این کتاب جذاب و لذت بخش.

البته قبل از شروع این نکته رو اضافه میکنم که شما برای خرید آنلاین این کتاب می تونید همین الان روی لینک خرید کتاب کلیک کنید.

خرید آنلاین کتاب خودت باش دختر

 

کتاب خودت باش دختر در بیست فصل اتفاقاتی که برای ریچل هالیس در طول مسیر زندگی رخ داده را روایت می کند.

اتفاقاتی که از هرکدوم به عنوان یک دروغ یاد شده و در ماهیت کلی کتاب به این اصل اشاره شده که ما برای اینکه بتونیم در مسیر موفقیت خودمون پیش بریم باید دست از باور کردن این دروغها برداریم و ذهنیت های غلط و از خودمون دور کنیم.

در انتهای هر فصل دو الی پنج راهکار برای کسانی که درگیر همچین مسائلی باشن نوشته شده که میتونن از اونا استفاده کنن ولی پیشنهاد من به شخصه اینه که باید این مساله هم در نظر داشته باشیم که خیلی از اتفاقات و داستان هایی که توی این کتاب برای شما اومده ممکنه منحصرا مربوط به جامعه ی مخاطب اول یعنی جوامع غربی و فرهنگ خاص خودشون باشه و شاید شیوه ی درست مطالعه این کتاب بررسی و ایجاد تعادل در مفاهیم مربوط باشه.

 

 

فصل اول: چیز دیگری مرا خوشحال خواهد کرد

در فصل اول این کتاب که با عنوان: چیز دیگری مرا خوشحال خواهد کرد شروع میشه نویسنده سعی کرده درباره یکی از عمده دروغ هایی که تمام ما به خودمون میگیم بنویسِ و به این مطلب اشاره کنه که ما چطور سعی می کنیم با فراموش کردن مسائل اصلی و رسیدن به چیزهایی که خوشحالمون میکنه مشکل اصلی و فراموش کنیم و مشکلات خودمون و مخفی کنیم شاید یکی از تاثیر گذارترین مطالبی که توی این فصل به اون اشاره میشه اینه که ما باید این فرضیه رو فراموش کنیم که زنده بودن با زندگی کردن معنی یکسانی داره و سعی کنیم در طول عمر خودمون بیشتر زندگی کنیم.

در انتهای این فصل هم همونطور که خدمتتون گفتم سه راهکار برای خواننده ها ارائه شده که میشه به تیتر این راهکارها اشاره کنیم مثل اینکه خودمون و با دیگران قیاس نکنیم، اطرافمون و از انرژی مثبت پر کنیم و اینکه چیزهایی که خوشحالتون میکنه رو مشخص کنید و همون کارها رو انجام بدید.

فصل دوم: از فردا شروع میکنم

فصل دوم این کتاب تحت عنوان از فردا شروع میکنم همون بخشی از کتاب بود که روی من به شخصه به سرعت اثر گذاشت و باعث شد بعد از بیست و هشت سال از همون لحظه ای که این فصل و خوندم نوشابه رو بزارم کنار.

این فصل به این مساله اشاره داره که اگر چیزی تو زندگیتون هست که باید ترک شه یا چیزی هست که باید شروع بشه فردا دیره و بهتره از همین الان اون کارو انجام بدید چون ما معمولا کارهایی و که به فردا میندازیم انجام نمیدیم و فقط به خودمون این دروغ و میگیم که از فردا شروع می کنم.

راهکارهایی که در انتهای این فصل اومده که همونطور که گفتم خودم از یکیشون استفاده کردم این بود که با یک هدف کوچیک شروع کنیم که برای من ترک نوشابه بود، نکته دوم اینه که حواسمون به قول هایی که به خودمون میدیم باشه و نکته ی آخر که شاید مهمترین آموزه ی این کتاب باشه اینه که با خودمون رو راست باشیم و خودمون و گول نزنیم.

فصل سوم: من به اندازه کافی خوب نیستم

فصل سوم و دروغی به نام اینکه من به اندازه کافی خوب نیستم که شاید براتون جالب باشه بدونید من تقریبا ده سالیه که با این دروغ دست به گریبانم و این دروغ و توی کار به خودم گفتم و همین دروغ منو به یک معتاد کار بدل کرد.

توی این دروغ شما برای اینکه فکر میکنید به اندازه ی کافی تو کاری که دارید انجام میدید خوب نیستید سعی میکنید این ضعف و از طرق مختلفی جبران کنید و گاهی این راهها به زندگی و روح و روان شما آسیب جدی وارد میکنه و شاید برای همینه که در بخش راهکارهای این فصل اولین پیشنهاد نویسنده به شما اینه که به جلسات روان درمانی مراجعه کنید و در گام بعدی دنبال لذت و خوشی بگردید و لیست اولویت های خودتون و بازنویسی کنید و امیدوار باشید که باور کنید شما اونقدر که باید خوب هستید که برای اثبات این مساله نیازی به اثبات خودتون به دیگران نداشته باشید.

امیدوارم تا ایجای کار خسته نشده باشید چون تازه میخوایم بریم سراغ فصل چهارم این کتاب فصلی که به دروغی به اسم من از تو بهترم رسیده.

فصل چهارم: من از تو بهترم

توی این فصل نویسنده این موضوع رو با بیان خاطره ای از دوران تحصیل خودش اثبات کرده که ما هروقت توی چیزی ضعف داشته باشیم سعی می کنیم با تمسخر اون موضوع توی دیگران وانمود به نبود این ضعف توی خودمون بکنیم و نشون بدیم که ما این کار و انجام ندادیم و یا نمیدیم در حالی که فقط خودمون میدونیم داریم به خودمون دروغ میگیم.

راهکارهایی که برای همچین موضوعی در فصل چهارم به مخاطب پیشنهاد شده میتونه برای خیلی از ماها کاربردی باشه و بهتره از اونا استفاده کنیم چون بروز همچین رفتاری از سمت ما در خیلی مواقع میتونه برای شخص مقابل تبدیل به آزار بشه و از جنبه ی یک شوخی خارج بشه و شاید آسیب های جبران ناپذیری و به اون فرد وارد کنه، یکی از موثرترین این راهکارها ایجاد ارتباط با دوستانیه که اهل قضاوت نباشن و اینکه بتونیم با قضاوت کردن هم برخورد کنیم ولی شاید یکی از بزرگترین و ارزشمندترین کارهایی که باید انجام بدیم اینه که بر روی خودمون کنترل داشته باشیم و تن به ساده قضاوت کردن ندیم.

فصل پنجم: دوست داشتن او برای من بس است

این فصل درباره ی مشکلی صحبت میکنه که محدود به جنسیت خاصی نیست و شاید همه ما با این رفتار دست به گریبان هستیم و این دروغ چیزی نیست جز اینکه دوست داشتن او برای من کافیه.

در اکثر مواقع این موقعیت در شرایط احساسی ایجاد میشه جایی که ما برای گول زدن خودمون و رابطه ای که شاید به انتهای خودش رسیده شروع به گفتن این دروغ به خودمون می کنیم تا التیامی بر یک زخم احساسی باشه ولی این التیام چیزی نیست جز نمکی که سوزشش بعدها سراغ ما میاد.

نویسنده در این فصل خیلی آگاهانه به سه راهکار اشاره میکنه که کاربردی ترین این راهها استفاده از مشاوره ی درست در حل مشکله و در کنار این مساله داشتن تسلط بر رفتار احساسی میتونه یک راهکار تمام عیار در جهت حل این مشکل باشه.

 

در این متن سعی کردم بخش هایی از کتاب خودت باش دختر که به تازگی به صورتت را بشور دختر تغییر نام پیدا کرده برای دوستانی که علاقه مند به مطالعه این کتاب بیارم تا بتونن بعد از مطالعه این پنج فصل انتخاب دقیق تری داشته باشن و از مطالعه این کتاب نهایت لذت و ببرن.

یادتون نره نظراتتون میتونه منو در انتخاب کتابهای بعدی بینهایت کمک کنه

برای خرید کتاب خودت باش دختر کلیک کنید

 

 

 

 

 

هر برند یک داستان - انتشارات سیته

هر برند یک داستان – چطور با تولید محتوا در کسب و کار خود موفق شویم!

 

یکی دیگه از کتابهایی که انتشارات سیته به تازگی دست به انتشارش زده و تا الان میشه گفت از فروش خوبی هم برخوردار بوده کتاب “هر برند یک داستان” است.

این کتاب که به قلم هیثر پمبرتون لوی به رشته ی تحریر درومده و توسط مترجمان آقای سعید محمدی و خانم بهاره نوری برای بازار ایران آماده چاپ شده.

اگه بخوایم قبل از بررسی محتوای این کتاب درباره مشخصات کلی صحبت کنیم میتونیم بگیم که از نظر به روز بودن این کتاب واقعا میتونه نمره ی قابل قبولی و کسب کنه چون اکثر مثال هایی و که در نظر گرفته به زمان حال فوق العاده نزدیکه و به همین دلیل برای مخاطب خیلی خیلی درک مفاهیم ساده تر شده.

خب دیگه وقتشه که بریم سراغ موضوع اصلی صحبتمون یعنی کتابی با محوریت “تولید محتوا” و استفاده از داستان ها در راستای افزایش فروش محصولات و طرح شخصیت یک برند.

در بخش فهرست شما با عناوین مطرح شده در این کتاب روبرو خواهید شد که این عناوین به شرح و ترتیب زیر در اختیار مخاطبین قرار می گیرند:

فصل اول: داستان سرایی برای برندها واجب است

فصل دوم: چرا داستان اول می آید؟

فصل سوم:مخاطب خود را بشناسید

فصل چهارم: ایده های بزرگ را از خلال لحظه های کوچک به اشتراک بگذارید

فصل پنجم: صدای برندتان را تقویت کنید

فصل ششم: با تولید یک برنامه محتوایی ایجاد ارتباط کنید

در ادامه ی این مطلب با هم به بررسی هرکدام از این فصل ها خواهیم پرداخت.

لازم به ذکر است تمامی برداشت ها و نظرات نوشته شده در این مقاله نظر شخصی من (پارسا کاکویی) می باشد.

برای تهیه این کتاب اینجا کلیک کنید

 

خب با فصل اول این کتاب شروع می کنیم فصلی تحت عنوان :

داستان سرایی برای برندها واجب است

این فصل با شرح یکی از تبلیغات کمپانی اپل شروع میشه و درباره ی این موضوع که چطور میتونیم با استفاده از یک داستان برندمون و تبدیل به بخشی از هویت مشتری کنیم صحبت میکنه، برای این موضوع از مثال دونده ی دو ماراتنی صحبت میشه که چطور اپل در مسیر موفقیت همراهش بوده و این همون کاری بوده که این کمپانی انجام داده به جای اینکه شبیه سایر سازنده های محصولات الکترونیکی صفحه ای از سایت خودشو به بیان توضیحاتی درباره ی محصول اختصاص بده، البته که این کار هم اشتباه نیست ولی باعث تمایز و ارتباط نزدیکتر با مخاطب نمیشه و شاید کاری که اپل کرده همون کاریه که مخاطب اپل ازش انتظار داره.

یکی از مطالبی که در فصل اول این کتاب توجه منو به خودش جلب کرد بخشی بود با نام:

بازاریابی دیجیتال نیاز به وجه انسانی دارد

در این قسمت از کتاب نویسنده تلاش کرده تا با استفاده از مطالب، مثالها و ذکر نکاتی به این مساله اشاره کند که ارتباط نزدیکتر در فضای دیجیتال به خصوص شبکه های اجتماعی می تواند تاثیر مثبتی در موفقیت شما و برندتون داشته باشه و این نکته از اهمیت بالایی برخورداره که این ارتباط از نوع ارتباط انسانی باشه و احساسات و عواطف انسانی در این محتوا مد نظر قرار بگیره.

در نگارش محتوا نباید این نکته را از یاد برد که ذکر جزییات اهمیت بالایی داره چون همین جزییات هستن که میتونن لحظات محسوسی را ثبت کنند و مخاطب و درگیر داستان شما کنند.

در نظر داشته باشید که ارتباط مخاطب با داستان شما وقتی قوی تر میشه که شما در داستان خودتون از جزییات و اتفاقاتی استفاده می کنید که مخاطب شما هم تجربه ی اون اتفاقات و داشته و میتونه براش ملموس و قابل درک باشه.

 

به لحظه ای بیاندیشید که حداقل دو مورد ملموس داشته باشد

زمان، مکان یا شخصی خاص

فعالیت یا نیاز

 

 

نوشتن بیش از هر چیز اعتماد به نفس می طلبد

 

در انتهای فصل اول این کتاب به یکی از سوالات اصلی و متداول دوستانی که میخوان فعالیت در حوزه ی تولید محتوا رو شروع کنند پاسخ داده شده و اون سوال چیزی نیست جز این سوال که:

برای تولید محتوا و نوشتن به چی نیاز دارم؟ چی یاد بگیرم؟ چه کلاسی برم؟

و من به شخصه فکر میکنم کسایی که موفق میشن تو حوزه ی تولید محتوا به خواسته ی خودشون برسن همون بچه هایی هستن که از درس انشا ترسی نداشتن و با خیال راحت از موضوعات مختلف استقبال می کردن و چیزی به اسم نوشته ی بد براشون تعریف نشده بود و میتونستن انشا خودشون و با صدای رسا برای جمع همکلاسی های خودشون بخونن.

بعد از مطالعه این بخش از کتاب بیشتر به این مساله ایمان آوردم که باید برای فعالیت در حوزه ی تولید محتوا باید اعتماد به نفس خوبی داشته باشید ولی این مطلب هم از قلم نیوفته که این اعتماد به نفس نباید مانع نقد پذیری شما بشه و همیشه یادمون باشه یادگیری هیچوقت تموم نمیشه و همیشه باید در حال یادگیری باشیم.

 

 

 

فصل دوم: چرا داستان اول می آید

در این فصل از کتاب “هر برند یک داستان” به خوبی به این سوال پاسخ داده شده که چرا شما باید در ابتدای محتوای خودتون از داستان استفاده کنید و با ذکر مثالی درباره یک کتاب این مساله رو بخوبی بیان کرده که داستان ها میتونن توی جذب و نگهداشت مخاطب تاثیر به سزایی بزارن ولی خیلی از نویسنده ها داستان ها و مثالهاشون و به آخر متن خودشون میبرن و شاید بهتر باشه اینجا از خودشون بپرسن اگر متن من اونقدر که باید قوی نباشه که مخاطب و به انتها برسونه چه اتفاقی میوفته هیچی اولین اتفاق از دست دادن مخاطبه و دومیش اینکه شما بخاطر اینکه از داستانتون در جای درستی استفاده نکردید اونو از دست دادید.

 

فصل دوم کتاب ” هر برند یک داستان ” شاید یکی از پربار ترین فصل های این کتاب باشه درهمین فصل یک نکته ی خیلی مهم دیگه هم مورد بررسی قرار می گیره و اون نکته اینه که برای تنظیم یک محتوای قوی بهتره که مثل یک خبرنگار فکر کنید و مجموعه ای از سوالات و درباره ی موضوع خودتون در ذهنتون داشته باشید که اون سوالات میتونن این مجموعه باشه:

چه کسی؟

چه چیزی؟

چه موقع؟

کجا؟

چرا؟

چطور؟

سوالاتی که میتونن در ایجاد جزییات مخاطب پسند به شما کمک بزرگی کنند.

 

فصل سوم: مخاطب خود را بشناسید

با توجه به عنوان این فصل میشد این انتظار و داشت که در این فصل قراره درباره ی شناخت مخاطب یا همون پرسونا صحبت کنیم ( Persona) مفهومی که برای موفقیت در ارتباط با مخاطب و مشتری و نهایتا فروش نقش اساسی و ایفا میکنه.

در این کتاب نویسنده سعی کرده تا با استفاده از داستانی از تجربه ی خود در فروشگاهی مفهوم و اهمیت شناخت مخاطب رو خیلی واضحتر جلوه بده و میشه گفت در این کار موفق بوده و در یک جمله به این اشاره کنه که داشتن و استفاده درست از شناخت مخاطب باعث میشه شما به جای حرف زدن درباره ی محصول بتونید درباره ی نیاز مشتری صحبت کنید و این اصل در موفقت یک محتوا تاثیر گذار نقش به سزایی داره.

در همین فصل از کتاب به سه روش دیگر در جهت شناخت مخاطب هم اشاره شده است که این روش ها شامل: تحقیق بازاریابی، مصاحبه ها و اولین تجربه ها می باشد در ادامه به بررسی هرکدام از این شیوه ها میرسیم.

 

تحقیق بازاریابی

یکی از بهترین روش های شناخت مخاطب تحقیقات بازار است اما این روش برای ساخت محتوای مورد نیاز مخاطب کافی نیست و شما می بایست جزییات بیشتری درباره ی مخاطب خود کسب کنید در نظر داشته باشید تحقیقات بازار یکی از روش های پر هزینه ی شناخت مخاطب است و شاید هر کسب و کاری مایل به انجام این کار و صرف این هزینه نباشد ولی شما میتوانید از نتایج تحقیقات دیگران استفاده کنید و از آمارهای بدست آمده ی پیشین نهایت استفاده را ببرید.

 

 

مصاحبه ها

همونطور که در بخش تحقیقات بازار بهش اشاره شد این بخش شامل صرف هزینه و زمان زیادی هست ولی یکی از راههایی که میتونه به شدت تیم تولید محتوای شما رو در زمان جلو ببره و هزینه های شما رو کاهش بده استفاده از مصاحبه هاست شما میتونید با استفاده از مصاحبه با افراد متخصص حوزه و یا فعالین حوزه ی مورد نظرتون اطلاعات تخصصی و کاربردی و کسب کنید و از این اطلاعات در مسیر طرح استراتژی تولید محتوای خودتون بهره مند بشید.

 

محتوایی که جزییات بیشتری دارد با افراد بیشتری ارتباط برقرار میکند

 

من در این متن سعی کردم با بررسی و خلاصه نویسی بخش هایی از کتاب هر برند یک داستان شما رو با این کتاب مفید بیشتر آشنا کنم ولی بهتون پیشنهاد میکنم حتما این کتاب و تهیه کنید تا بتونید هرچه بیشتر از مطالب آموزنده ی این کتاب استفاده کنید.

 

برای خرید اینترنتی این کتاب میتونید روی لینک زیر کلیک کنید

 

خرید کتاب ” هر برند یک داستان”

 

 

 

 

 

 

 

instagram-facebook-twitter-app-sign

تاثیر اینستاگرام و سایر شبکه های مجازی در رفتار جامعه

در دهه ی اخیر شاهد افزایش استفاده از شبکه های مجازی و به موزات آن افزایش انواع این شبکه ها بوده ایم.

شاید ارتباطات مجازی در ایران با ورود پیامک ها یا همان اس ام اس ها شروع شد و پس از آن با را اندازی اینترنت همگانی مسیر جامعه و به خصوص نسل دهه شصت به پای مانیتورهای سفید و طوسی و مشکی کشید ، جایی که می توانستند بعد از اتصال پر سر و صدایی و شنیدن شکایت های خانواده برای لحظاتی ارتباطی بی حدومرز را لمس کنند ارتباطی از جنس موتور جستوجو گر یاهو و یاهو مسنجر که یک پیام رسان ساده بود.

این ارتباط پس از مدتی با اومدن شبکه اینترنت پر سرعت (در کلام) رنگ عوض کرد بیشتر به تصویر کشیده شد و با حضور شبکه های اجتماعی در ایران مسیر جدیدی در پیش روی جوان ایرانی نمایان شد .

شاید بشه همین جا از اولین نسل های شبکه های اجتماعی جهانی و وطنی نام برد شبکه هایی از جنس یاهو۳۶۰ و کلوب در ایران که در حال حاضر میشه گفت هردو این دو بستر به کار خود پایان دادند که در ادامه میتونیم دلایل این عمر کوتاه و بهتر بشناسیم .

شاید بشه یکی از اصلی ترین دلایل رشد ناگهانی استفاده از شبکه های اجتماعی در کشور و ورود اینترنت به سیم کارت ها و همچنین افزایش استفاده از گوشی های هوشمند دانست .

با اضافه شدن سیستم عامل های اندروید و IOS  به سبد خرید کاربران حالا نوبت به نرم افزارهای ارتباطی و اجتماعی رسیده بود تا خودی نشان بدهند و مخاطبین هدف خود را پیدا کنند.

کم کم استفاده از شبکه های مجازیِ پیش از گوشی های هوشمند مانند فیس بوک و توییتر رو به کاهش گذاشت و البته روند محدودیت های کشوری هم در این کاهش بی تاثیر نبود.

پیامرسان هایی که یکی پس از دیگری می آمدند و جای خود را به نمونه های جدید تر به روزتری می دادند.

نرم افزارهایی مانند وایبر ، وی چت ، واتس اپ ، اسنپ چت و تلگرام و به تازگی نمونه های وطنی این نرم افزار ها مانند سروش ، بله و …

اما بدون شک در بین این سیل عظیم نرم افزاری و خلاقیت ها یکی از این نرم افزارهای شبکه اجتماعی در بین مخاطب ایرانی به شدت همه گیر شده و جایگاه خود را با قدرت پیدا کرده به صورتی که می توان این ادعا را داشت که امروزه این شبکه اجتماعی در بین مخاطب ایرانی جایگاه ویژه ای دارد و شاید بخشی از برنامه روزانه ی او را تشکیل داده است .

اینستاگرام ، نرم افزاری که از نظر محتوایی بر پایه عکس راه اندازی شد ولی پس از گذشت مدت کوتاهی جای خالی ویدیو را حس کرده و ویدیو های ۱۵ ثانیه ای را به خود افزود.

این نرم افزار که در ابتدا عکس های شما را در کادری مربعی نمایش میداد امروز این عکس ها را در کادر های متنوعی برای مخاطبین نمایش می دهد که میتوان این تغییرات را یکی از نقاط قوت این نرم افزار دانست که نشان از انعطاف پذیری بالای آن برای ارتباط نزدیک تر با کاربران دارد .

در ابتدا شاید بشه ادعا کرد که این نرم افزار در نسخه های اولیه تمرکزی بر روی الگوریتم های نشان نداد ولی با گذشت زمان و رفته رفته اینستاگرام هرچه بیشتر به قدرت تصمیم گیری و هدایت مخاطب مجهز شد به نحوی که امروزه الگوریتم های اینستاگرام برای شما تصمیم میگیرد که چه زمانی چه محتوایی را به چه نحوی شاهد باشید.

محتوای مورد استفاده در اینستاگرام در حال حاضر در غالب عکس ، فیلم های یک دقیقه ایی ، فیلم های تقریبا نامحدود (IGTV) می باشد اما نمیتوان این نکته ی اساسی را فراموش کرد که بخش عمده ای از محتواهای بارگذاری شده ی شبکه های اجتماعی را عکس هایی غالبا در کادر عمودی و فیلم های پانزده ثانیه ای (مجدد) تشکیل داده است که به عنوان استوری مخاطبین شناخته می شود .

استوری اینستا در حال حاضر شاید یکی از محبوبترین و شاید محبوبترین قابلیت این اپلیکیشن است که مخاطبین وسیعی را به خود اختصاص داده است و از سوی مدیران و توسعه دهندگان این نرم افزار نشان داده شده است که توجه ای خاص به این بخش وجود دارد و همیشه در آپدیت های این برنامه قابلیت های اساسی و تاثیر گذاری برای استوری اینستا اختصاص داده شده است که میتوان به نمونه های اخیر اشاره کرد.

قابلیت پرسش سوال و نظرسنجی : یکی از این قابلیت ها که در آپدیت ها یکسال اخیر به اینستاگرام و تخصصا بخش استوری اضافه شده است قابلیت ایجاد نظر سنجی و ایجاد سوال جواب برای مخاطبین بوده است ، میشه گفت در این بخش فرصتی برای آشنایی بیشتر میزبان و دنبال گنندگان به وجود آمده است ولی یکی از اتفاقاتی که به وفور در استفاده از این قابلیت حداقل در ایران مشاهده شده است استفاده تماما شخصی از این قابلیت ها بوده و سوالاتی که جوابی مشخص به خود را در پی خواهد داشت …

-نظرتون درباره من چیه ؟

-به نظرتون من خشگلم ؟

و سوالات اینچنینی ، به نظر شما کسی جز جوابی که مورد پسند شما باشد را ممکن هست برای شما ارسال کند ؟

عکس العمل اشخاصی مانند من ( پارسا کاکویی ) به چنین پدیده ای و دیدن جواب های قابل پیش بینی چیزی جز Mute  کردن استوری های شخص میباشد

آموزش Mute  کردن استوری اینستا :

این بخش نیاز به هیچ آموزش خاصی ندارد کافیست رو عکس شخص مورد نظر برای چند ثانیه انگشت خود را نگه دارید تا صفحه ای همانند صفحه زیر برای شما باز شود

 

instagram story

و فقط کافیه تا گزینه ی مورد نظرتونو انتخاب کنید و دیگه شاهد استوری شخص مورد نظر نباشید.

خب به موضوع بر میگردیم ، یک نکته ی دیگه که برای تحلیل گرهای اجتماعی و رفتار اجتماعی مصرف کننده ها اهمیت بالایی داره اینه که عمده مصرف کننده های شبکه های مجازی رفتار و رنگ و بوی زندگی خودشون و در فضای دیجیتال و با توجه به تغییرات تغییر میدن حتی اگر اون امکان و اون آپدیت برای استفاده ی اونها تعبیه نشده باشه و حتی ممکنه مخاطب هدف خودشو داشته باشه ولی خوب یا بد اکثر مصرف کنندگان به سمت اون میرن و حتی Life style  خودشونو برای استفاده از این امکان دستخوش تغییر میکنن.

این رفتار در اکثر تغییرات این روزهای اینستاگرام از طریق محتواهای ارسالی میشه حس کرد و نمونه ی این محتوا دقیقا در نمونه ای که در بالا براتون ذکر شد اومد.

شاید فضای مجازی فضایی شده برای التیام و پر کردن خلا های موجود در جامعه ی حقیقیه، شاید باید در زندگی حقیقی بیشتر از خوبی ها و نیمه پر های لیوان شخصیت همدیگر بگیم و بزاریم دیگران نکات مثبت خودشون چشم در چشم از ما بشنون بهشون این فرصت و بدیم که اون نکات و تقویت کنن و با تقویت این نکات بتونن سهم نقاط ضعف شخصیتی که در تمام انسانها وجود داره رو کم و کمتر کنند .

از تعریف کردن از همدیگه نباید بترسیم اگر میخوایم شخصیت و جامعه ی ما پر از انرژی و دیدگاه مثبت به زندگی بشه بد نیست به جای کنکاش در باره ی بدی ها از خوبی های همدیگه بگیم و یاد بگیرییم میشه در باره ی خوبی های هم کامنت بزاریم ، دقیقا همانطور که در فضای مجازی به راحتی میتونیم از نکات مثبت هم تعریف کنیم پس میتونیم این نکات و در فضای واقعی زندگی هم به همدیگه یادآوری کنیم.

هیچوقت این تصور و در خودمون ایجاد نکنیم این ما هستیم که داریم شبکه مجازی و کنترل می کنیم بلکه این فضای مجازی که مارو هدایت میکنه سبک و شیوه ی زندگی مارو به سمتی که می خواد خم میکنه .

و برای اثبات این حرف اشاره میکنم به قابلیت پخش زنده ی اینستاگرام که تا قبل از رونمایی از این قابلیت شاید هیچکس تصور چنین قابلیتی و نمیکرد ولی الان میبینیم که چطور بخشی از کاربران مسیر خود را به سمت ایجاد و پخش زنده منحرف می کنند تا این قابلیت هم مورد استفاده قرار بدن و میشه گفت اینروزها هدف اینه که این استفاده ها صورت بگیره و لزوما این ملاک نیست که به چه عنوان و با چه محتوایی این اتفاق میوفته و حاصل این امر چیزی نیست جز کاهش کیفیت صفحه ی شما و از دست دادن مخاطب ، شاید اگر امکانات و بر حسب لزوم و کارایی مورد استفاده قرار بدیم و برای هر کدوم اونها محتوایی در خور و مناسب را آماده کنیم روند خیلی مناسب تر را طی کنیم .

در پایان لازم میدونم دوباره به این موضوع اشاره کنم که استفاده کردن مساله ی ما نیست چطور استفاده کردن ملاکه و اینکه نزاریم شبکه های مجازی ما و لایف استایل مارو هدایت کنند بلکه این ما باشیم که میتونیم زندگی حقیقی خودمون و در قالبی مجازی در این چهارچوب بگنجونیم .

با تشکر از وقت تمامی شما عزیزان

امیدوارم همیشه خودتون باشید

خود خوبتون باشید

پارسا کاکویی

یادداشتی برای استاد

یادداشتی برای استاد : من شاگرد خوبی نبودم!

شاید تواضع شما از آنها نابغه ساخت

چند وقت پیش به یکی از دورهمی های بازاریابان دیجیتال رفته بودم ، جایی برای صحبت و تبادل نظر درباره جدیدترین اتفاقات این حوزه و همچنین آشنایی شبکه سازی با افراد مرتبط با موضوع فعالیتتون .

خیلی از اساتید و همکاران محترم و مخصوصا صاحبان استارت آپ ها در این جمع حضور داشتن و همین باعث شده بود که این فضا سرشار از حس خوب ایده پردازی باشه ولی یه چیزی بود که توی کل این جمع خودنمایی می کرد و یجورایی میشه گفت مثل سربازی بود که تو دسته رژه داره واسه خودش تک میزنه ، یکی دو نفری که به شدت اصرار داشتن دیده بشن . در حالی که همه تو حال خودشون بودن و داشتن به آرومی با همدیگه صحبت میکردن و همدیگه رو می شناختن این نفرات همش دور جمع می چرخیدن و با صدای بلند سعی در جلب توجه افراد به سمت خودشون داشتن .

با یکی از این آقایون و که از سالهای پیش به عنوان یکی از سخنرانان مبحث مذاکره و فروش میشناختم روبرو شدم و خیلی گرمم برخورد کرد و بعد از یه حال و احوال کلیشه ای یهو رفت سر این مبحث که ما قراره در فلان تاریخ یک #همایش برگزار کنیم تحت عنوان #نوابغ_بازاریابی_دیجیتال یا همون #نوابغ_دیجیتال_مارکتینگ

قضیه برام جالب شد چون مطمن بودم که تا چند ماه پیش ایشون داشت مبحث دیگه ای و کار میکرد الان چی شده که یهو اومدن تو کار بازاریابی دیجیتال اونم نه به صورت یک فعال بلکه به عنوان یک نابغه !!!

تو اون دورهمی خیلیا حضور داشتن کسانی که خودشون و با قدرت نابغه ی دیجیتال مارکتینگ میدونستن و کسانی که با توجه به سابقه تقریبا بیست ساله حضور در حوزه آی تی و کسب و کارهای اینترنتی و استراتژی های فضای آنلاین حتی در کلاس های آموزشی خودشون اجازه نمیدن کسی به اسم استاد خطابشون کنه.

و شاید همین تواضع به برخی این جسارت و داد که تبدیل شوند به نوابغ .

من که شاگردی هستم نوپا و بی تجربه در حوزه ی دیجیتال مارکتینگ ولی افتخار میکنم که این فن را در کلاس و محضر یکی از همین اساتید فروتن یاد گرفتم .

یاد گرفتم هر کسی استاد نیست ، هرکسی نابغه نیست .

هر فالوئری طرفدار شما نیست .

و تعداد فالوئر های شما دلیل بر موفقیت شما نیست که به شما این جسارت را بدهد که به یک همکار (حتی به کمترین انسانها) توهین کنید .

سئو و تولید محتوا و ایمیل مارکتینگ و … را میشود آموخت ولی شاید تنها جایی که میشود به معنی واقعی این ضرب المثل و درک کرد که “درخت هرچه پربارتر سر به زیر تر” در محضر یکی از همین اساتید بود.

وقتی که من متوجه نباشم که لمش دکمه ی فالو هر کسی میتواند این توهم و به او بدهد که واقعا کسی شده و این جسارت را به خودش بدهد که به قشر کارمند هرطور که می خواهد توهین کند .

وقتی که من یاد نگیرم که بیش از ارزش هرکس به او بها ندهم باید هم امروز بشنوم که با سگ بستگانش مقایسه شده ام.

باید هم تعداد دنبال کنندگانش دلیلی بر تخصصش که هیچ دلیلی بر انسانیتش شده باشد.

و باید تحمل کنم که کسی که تا دیروز نابغه ی تشخیص انواع اغذیه بوده است(همانند مادربزگ مرحومم) امروز تبدیل به نابغه ی دیجیتال مارکتینگ شود.

بله این جواب نیاموختن من است…

من شاگرد خوبی نبودم استاد.

bazaryabi

قدرت زنان در بازاریابی دیجیتال را نادیده نگیرید

زنان عموماً در اکثر شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک بیش از مردان فعالیت دارند.

با توجه به این واقعیت که از لحاظ تاریخی زنان محرک ارتباطات اجتماعی بین همسایگان، دوستان، اقوام و دیگر گروه‌ها در جمع‌های غیر آنلاین بوده‌اند، تعجبی نیست که این رفتار به فضای آنلاین هم انتقال پیدا کرده باشد.

در این باره می‌توانید به نتایج تحقیقی در این رابطه توجه کنید:

  • ۸۳% از زنان آنلاین نسبت به ۷۳% از مردان آنلاین از فیسبوک استفاده می‌کنند.

  • ۴۵% از زنان آنلاین در مقابل ۱۷% از مردان آنلاین از پینترست استفاده می‌کنند.

  • ۳۸% از زنان آنلاین در برابر ۲۶% از مردان آنلاین از اینستاگرام استفاده می‌کنند.

  • ۲۵% از زنان آنلاین در برابر ۲۴% از مردان آنلاین از توئیتر استفاده می‌کنند.

  • در شبکه اسنپ چت هم ۷۰% کاربران را زنان تشکیل می‌دهند.

همچنین بر اساس تحقیقات ما در مجموعه female factor، در ادامه نکات ساده‌ای را برای شما عنوان می‌کنیم که در زمان تولید محتوا با هدف جذب زنان در شبکه‌های اجتماعی باید مد نظر قرار دهید:

۱- دانش و آگاهی از نظر زنان واحد پول شبکههای اجتماعی است

در فرهنگ زنانه بحث کردن و پرداختن به هر محصول و خدمتی کاملا عادی است و ریشه از “ارشد خرید بودن” خانم ها در خانواده‌ها دارد.

زنان از منبع اطلاعات مفید و کابردی برای خانواده، دوستان و همکاران بودن به خود می‌بالند.

با در نظر داشتن این موضوع، شما باید همواره در محتوای خود برای مشتریان و مخاطبین راهکارهایی را عرضه کنید، که ارزش اشتراک گذاری داشته باشند.

زنان تمایل دارند تا همواره در تطابق با سلایق، علایق و … نزدیکان خود باشند.

زنان

۲- هیجانات الهام بخش رفتارهاست

خواه موجب خنده، گریه یا به فکر فرو رفتن مردم به شکلی متفاوت از گذشته می‌شوید یا خیر؛ بدانید که هیجانات و احساسات خصوصاً در شبکه‌های اجتماعی موجب تحرک و تعامل می‌شود.

وقتی محتوایی تولید می‌کنید، از خودتان بپرسید:

  • بدنبال تحریک و بیرون کشیدن چه احساساتی هستم؟

برندها عموماً بر اساس احساسات ساخته شده‌اند، و البته خرید کردن هم اینچنین است.

احساسات و هیجانات عامل و محرک عمل و حرکت هستند.

۳- یک کار بصری فوق العاده هر چیزی را میخکوب میکند

فراموش نکنیم که جلوه‌های بصری، اگر بدرستی انتخاب و مورد استفاده قرار بگیرند، رسانه خوبی هستند.

حرکت تصاویر متحرک یا همان ویدئو قدرت مسخ کردن بیننده در جای خودش را دارد، حتی اگر بصورت صامت باشد.

وقتی متن و محتوای تبلیغاتی می‌نویسید، از خودتان بپرسید:

  • می‌تواند یک تصویر باشد؟

  • می‌تواند یک ویدئو باشد؟

  • فیلتر چطور؟

  • یک گرافیک نما یا اینفوگرافیک رنگی؟

فراموش نکنید که در انبوهی از محتوای متنی در فضای اینترنت چشمان خیلی راحت بر روی تصویر می‌لغزند.

پس بر روی بهترین چیزی که می‌توانید سرمایه گذاری کنید.

منبع : سایت Ibazaryabi

نویسنده : محمدرضا گل آقایی

can spam

Can spam چیست !

Can spam چیست ؟

اگر قرار باشه به ساده ترین حالت ممکن این واژه را تعریف کنیم میتوانیم بگوییم

 “قوانینی است برای جلوگیری از جرائم در فضای ایمیل مارکتینگ”

این قانون توسط دولت فدرال ایالت متحده در سال ۲۰۰۳ به تصویب رسید ، وظیفه ی این قانون نظارت بر حجم و محتوای پیام های ارسالی میان کاربران می باشد .

همچنین این قانون برای ایجاد تفاوت میان ایمیل های تجاری و تبلیغاتی پایه گذاری شده است ، برای مثال: نیازی به نگرانی درباره ارسال پیامک رسید مشتری و یا جواب دهی به آنها نیست اما در صورتی که ایمیل شما حاوی محتوا تبلیغاتی و یا لینک به وب سایت های تبلیغاتی باشید باید ابتدا پیش نیازهای این سرویس را فراهم آورده .

قابل ذکر است که نقض این قانون در کشور قانون گذار یعنی آمریکا مساوی با جریمه ای شانزده هزار دلاری می باشد .

برای رسیدن به استاندارد های لازم جهت رعایت Can spam  می بایست هفت مرحله ی نسبتا ساده را طی نمایید .

مرحله ی ۱ :

خودتون باشید 

برای اینکه از اسپم شدن خود جلوگیری کنید و یا کاربر را ترغیب به باز نمدن ایمیل خود نمایید خودتان را جای شخص یا شرکت دیگری معرفی نکنید ، این کار یکی از قوانین سفت و سخت این برنامه است و کاملا خلاف قانون ایمیل مارکتینگ می باشد.

آدرس ایمیل نام دامنه و تمامی اطلاعات ارتباطی شما باید متعلق به شخص خودتان و مربوط به حوزه ی فعالیت شما باشد .

 

مرحله ۲:

دروغ نگویید مخصوصا در عنوان

عنوان ایمیل شما می بایست با محتوای ارسالی شما همسو باشد ، در صورتی که شما در عنوان نامه ی خود از تخفیف و یا محتوای آموزشی حرف زدید در محتوای خود هم باید ارائه دهنده ی این خدمات و برآورده کننده ی وعده های خود باشید.

مرحله ۳:

من یک تبلیغ هستم

شاید شما فکر کنید که نیازی به این کار نیست و ماهیت وجودی شما نشان دهنده ی این امر هست ولی قانون می گوید که شما باید حداقل یکبار در طول ایمیل ارسالی ماهیت خود را بیان کرده و بگویید که این ایمیل یک ایمیل تبلیغاتیست .

مرحله ۴:

شما باید یک مکان فیزیکی داشته باشید

خودتون و جای مشتری بزارید ، شما ترجیح میدید به چه کسی اعتماد کنید کسی که یک آدرس داررد یا کسی که این آدرس را ندارد

جواب شما دلیل محکمی است بر دلیل وجود این قانون .

پس شما به جایی نیاز دارید که مشتری بتواند با آن از طریق نامه ارتباط برقرار کند .

مرحله ۵:

راه خروج را نشان دهید

شما موظفید را خروج را به مخاطبین خود نشان دهید تا کسانی که قصد دریافت ایمیل های تبلیغاتی شما را ندارند بتوانند به راحتی از سیستم تبلیغاتی شما خارج شوند .

مرحله ۶:

اجرای درخواست مخاطب برای خروج

خب مهمترین بخش این قانون شاید همین مرحله ششم باشه ، در این مرححله شما موظفید طی مدت ده روز نسبت به خارج کردن کاربری که درخواست خروج کرده است اقدام کنید و همچنین اجازه انتقال اطلاعات او به شخص دیگری را جهت استفاده تبلیغاتی نخواهید داشت همچنین هیچ پیام تبلیغاتی دیگری از سمت شما برای وی نباید ارسال گردد .

مرحله ۷:

از فعالیت های خود و اطرافیان مطلع باشید

شما موظفید به تمام فعالیت هایی که از طرف شما و یا آژانس تبلیغاتی شما با ایمیل شما صورت می پذیرد اشراف کامل داشته باشید و در صورت لزوم شما باید پسخگوی این فعالیت ها باشید .

 

 

 

 

perbrand

باید و نباید برند سازی شخصی – قسمت آخر

سلام

به قسمت آخر موضوع جذاب پرسنال برندینگ یا همان برند سازی شخصی می رسیم امیدوارم که تا اینجا لذت برده باشید و براتون کاربردی بوده باشه .

این مطالب از ماهنامه بازاریاب بازارساز و به قلم آقای محمد رضا طاهری استخراج گردیده است .

۱٫عاشق بودن :

برای این که بتونید از خودتون و اسمتون برندی قوی بسازید باید عاشق کار و تخصص خودتون باشید اگر این حس تو وجود شما نیست پس مطمن باشید یک جای مسیر و اشتباه رفتید .

۲.غلبه بر موانع :

مثل هرکار و هر موفقیت دیگه ای ساخت یک برند شخصی هم سرشار از موانع و سختیه اگر شما کسی نیستید که بتونه به این موانع غلبه کنید پس به پیروزی و موفقیت خودتون شک کنید و این مهارت و به دست بیارید .

۳٫فن بیان :

ساخت برند شخصی ابزار و ملزومات خاص خودشو داره و شما نیاز دارید که اینم ابزار در راه رسیدن به موفقیت همراه خودتون داشته باشید فن بیان یکی از مهمترین این ابزارهاست در تقویت این مهارت به شدت کوشا باشید .

۴٫قلمرو :

قلمرو تخصص خودتون و پیدا کنید ، روی این حوزه کار کنید و خودتون و توی همین بخش تقویت کنید اگر شما نتونستید این محدوده رو داشته باشید پس مخاطب و بازار هدف خودتون و از دست خواهید داد .

۵٫کمک کردن :

از کمک کردن و دادن مشاوره های رایگان به دیگران واهمه نداشته باشید این کمک ها و همدلی ها تاثیر به سزایی در رشد برند شخصی شما خواهد داشت .

  1. گوگل :

در زمانی زندگی می کنید که برای شناخت هر چیزی از گوگل این موتور جست و جوی شگفت بهره می بریم همین الان یک تب جدید باز کن و در گوگل اسم خودت و سرچ کن ، چی میبینی ؟ اگر اسم تو با تخصصت همراه نیست پس همین الان به سراغ راه ارتباطی با یک متخصص سئو برو و روی برند شخصیت در فضای مجازی کار کن .

۷٫لینکدین :

یک شبکه اجتماعی تخصصی که فضایی مناسب برای ارتباط شما با مخاطب تخصصی خودتون به وجود آورده بهتون پیشنهاد می کنم همین الان به این شبکه اجتماعی برید یک اکانت بسازید و بعدش مقاله نیما شفیع زاده درباره ” نکات زیر پوستی درباره لینکدین برای کاربران فارسی زبان” و مطالعه کنید .

۸٫محتوا :

خب می رسیم به مهمترین بخش کار ، تولید محتوا بخشی که بدون اون شناخت شما توسط جامعه هدف تقریبا غیر ممکن میشه ، محتوایی مرتبط و تخصصی درباره حوزه ی فعالیت شما ، حتما به این بخش فکر کنید و برای رسیدن بهش فعالیت کنید .

۹٫نطق آسانسوری :

این نطق شیوه ایست برای معرفی خود به دیگران در سریع ترین زمان ممکن رو این مهارت کار کنید چون در بزتگاه های سرنوشت ساز تجاری و تخصصی به درد شما خواهد خورد .

  1. وبسایت یا وبلاگ :

برای معرفی خودتون به مخاطب هیچ جا ببهتر از یک وب سایت و یا وبلاگ نیست جایی که شما بتونید در اون خودتون و معرفی کنید و محتوای خودتون و قرار بدید و همچنین خلاصه ای از فعالیت های خودتون و به مخاطب معرفی کنید .

  1. هدف :

هدف خودتون و بشناسید ، شما چرا میخواهید تبدیل به یک برند بشید ، اهداف خودتون و مشخص کنید و برای رسیدن به این اهداف تلاش کنید .

۱۲٫یادگیری :

و در آخر یادگیری اصل اساسی و فراموش نشدنی هر پیشرف در زندگی ، تجارت و … همیشه این مساله رو به خاطر بسپارید که یادگیری شما پایانی ندارد و برای حفظ برند شخصی خودتون باید همیشه قدرت یادگیری خودتون و حفظ کنید .

خب دوستان این بحث هم به پایان رسید امیدوارم براتون کاربردی و قابل استفاده بوده باشه.

 

PersBranding

باید و نباید پرسنال برندینگ – قسمت دوم

در ادامه مطلب قبلی که درباره برند شخصی براتون از ماهنامه بازاریاب بازارساز به قلم آقای محمدرضا طاهری انتخاب کرده بودم امروز به ادامه این مطلب خیلی جذاب و کاربردی میرسیم با بخش دوم این مطلب پس همراه ما باشید.

۱٫جرئت : برای موفقیت در رسیدن به هدف باید شک و ترس و کنار بزارید و مستقیم به سمت هدفتون حرکت کنید و جسارت داشته باشید و کار امروز و به فردا نیندازید.

۲٫حمایت: به تنهایی موفق شدن کار راحتی نیست ، پس در راه رسیدن به هدفتون روی کمک دوستان آشنایان و مشاورین معتمد حساب کنید و ازشون کمک بخواید.

۳٫خودشناسی : شاید بشه گفت مهم ترین و اساسی ترین مرحله نه تنها در ساختن برند بلکه برای موفقیت در هر امری مساله خود شناسیه. شما در ابتدا باید اشراف کاملی از توانایی ها و مهارت ها و در مجموع نقاط ضعف و قوت خودتون داشته باشید و با توجه به اونها برای طی مسیر موفقیت برنامه ریزی کنید.

  1. داستان برند : ماجرای موفقیت خود ، داستان های پشتکار و تلاش و یا هر داستانی که می تواند به معرفی شما و برندتان بیانجامد و به معرفی بهتر شما به مخاطب کمک کند تکه ای از پازل موفقیت برند شخصی شماست.
  2. ذهن خلاق : برای برند شدن باید ذهنی خلاق داشته باشید ، پس مطالعه کنید تلاش ذهنی انجام دهید و راههای توسعه خلاقیت را بیاموزید .
  3. رسانه : برای توسعه برند شخصی خودتون بدون شک نیاز به رسانه دارید ، رسانه های خودتون و بر اساس نوع محتوا انتخاب کنید و ازشون استفاده کنید .
  4. زمانبندی : برای هدف خود زمان دستیابی هم در نظر داشته باشید تا با توجه به این برنامه و زمانبندی بتوانید برای رسیدن به آن برنامه ریزی مناسب را انجام دهید و میزان موفقیت خود را بسنجید.
  5. ژرف اندیشی : هیچ چیز را سطحی نبینید ، برای رسیدن به هدف خود باید به تمام مسائل مربوط هدف را عمیق و ژرف ببینید.
  6. سنجش و ارزیابی : در بازه های زمانی معین کارهایی که برای ساخت و بهبود برند شخصی خود انجام داده اید را بررسی کنید و مورد سنجش و ارزیابی قرار دهید و برنامه آینده خود را بر اساس همین تحلیل ها بنویسید.

۱۰ . شبکه های اجتماعی : شبکه های اجتماعی را جدی بگیرید این شبکه ها در راه رساندن پیام برند شما به مخاطبین نقش به سزایی ایفا خواهند نمود.

۱۱ . صحبت کردن : با دوستان و مخاطبین بالقوه خود ارتباط برقرار کنید و توانایی های خود را به آنها بشناسانید .

  1. ضعف : طبق اصل خودشناسی که قبلتر دربارش گفتیم شما الان نقاط ضعف خودتون و میشناسید پس برای رفع این نقاط تلاش کنید و آنها را به نقاط قوت خودتون تبدیل کنید .
  2. طرفداران : بدون داشتن طرفدار ساخت برند شخصی کاری بیهوده است پس سعی کنید شبکه سازی کنید و اشخاصی را بدست آورید که طرفدار شما و پست های تخصصی شما باشند.

۱۴ . ظاهر : داشتن ظاهر آراسته یکی از مهمترین عواملی است که در راه برند شخصی به شما کمک خواهد کرد پس همیشه سعی کنید ظاهری آراسته و زیبا داشته باشید.